|
AryanaPars.com |
اينكوترمز |
| اهداف ما | اعضاي سايت |
11- ايجاد تغيير دراينكوترمز
درعمل اغلب اتفاق مي افتد كه طرفين خودشان واژه ههايي راجهت دقت بيشتر ازآنچه كه دراصطلاحات اينكوترمز مستمر است به آن اضافه مي كنند بايد توجه داشت كه اينكوترمز هيج گونه راهنمايي درمورد چنين اضافاتي ارئه نمي دهد.بنابراين اگر طرفين نتوانند به يك عرف تجاري كاملاًً جا افتاده درمورد تعبير چنين اضافاتي متكي باشند در صورتي درك متقابلي براي اثبات مفاهيم اضافات نداشته باشند با مشكلات جدي روبرو ميشوند.
مثلاً اگر عبارت معمول «FOB چيده شده» يا «EXW بارگيري شده» بكار برده شود. امكان ندارد كه درك جهان شمولي بدين مضمون بوجود آورد كه وظايف فروشنده نه تنها شامل هزينه واقعي بارگيري كالا در كشتي يا وسيله حمل بلكه شامل مسئوليت فقدان يا خسارت وارد به كالا در مرحله بارچيني و بارگيري بشود. به هيمن دليل به طرفين قرارداد قوياً توصيه ميشود كه مشخص كنند آيا صرفاً منظور اين است كه هزينه يا عمليات بارچيني و بارگيري بعهده فروشنده ميباشد يا اينكه فروشنده بايد مسئوليت (ريسك) را تا هنگام تكميل واقعي بارچيني و بارگيري بپذيرد. اين سؤالاتي است كه اينكوترمز پاسخي براي آنها ندارد در نتيجه اگر در قرارداد فروش هم قصد طرفين صراحتاً عنوان نشود طرفين با مشكل و هزينه غير ضروري بيشتري مواجه ميشوند.
اگر چه اينكوترمز 2000 براي اينگونه تغييراتي كه بكاربرده ميشود تدارك ديده نشده است ولي در مقدمه برخي از اصطلاحات تجاري به طرفين در مورد لزوم تصريح شرايط خاص قراردادي در صورتي كه بخواهند فراتر از مقررات اينكوترمز بروند هشدار داده شده است. به موارد زير بعنوان مثال اشاره ميشود:
EXW وظيفه اضافي فروشنده در مورد بارگيري كالا روي وسيله نقليه خريدار.
CIF/CIP نياز به خريدار به تحصيل بيمه اضافي.
DEQ وظيفه اضافي فروشنده در مورد پرداخت هزينههاي بعد از تخليه در مواردي فروشنده و خريدار به روش معمول تجاري در مورد لاينر و چارترپارتي اشاره ميكنند. در چنين شرايطي مشخص كردن و تميز وظايف آنها نسبت به يكديگر طبق قرارداد حمل و قرارداد فروش الزامي است. متاسفانه تعاريف رسمي در مورد عباراتي از قبيل «مقررات لاينر» و «هزينههاي جابجايي در ترمينال THC» وجود ندارد. چگونگي تقسيم اين هزينهها براساس چنين مقرراتي ميتواند زمانها و در محلهاي مختلف متفاوت باشد. به طرفين پيشنهاد ميشود كه در قرارداد فروش چگونگي تقسيم اين هزينه را مشخص كنند.
اغلب عبارتي نظير «FOB چيده شده»، «FOB چيده و صفافي (دسته بندي شده» كه مكرراً در چارترپارتي بكار برده ميشود در قراردادهاي فروش هم به منظور معين كردن حدود وظايف فروشنده در FOB براي چيدن و صفافي كالا در عرشه كشتي استفاده ميشود. در صورت اضافه كردن چنين واژههايي ضروري است در قرارداد فروش مشخص شود كه آيا وظايف اضافه شده فقط مربوط به هزينهها است يا شامل خطرات (ريسك) هم ميشود.
همانطور كه گفته شد براي اطمينان از اينكه اينكوترمز معمولترين روش بازرگاني را ارائه نمايد نهايت تلاش بعمل آمده است. البته در مواردي – بخصوص در مورد تفاوتهاي اينكوترمز 2000 و 1990 طرفين ممكن است قصد داشته باشند اصطلاحات تجاري به نحو متفاوتي مورد عمل قرارگيرد. اينگونه اختيارات در مقدمه اصطلاحات با واژه «البته» يادآوري شده است.
12ـ عرف بندر يا تجارت خاص
با توجه به اينكه اينكوترمز مجموعهاي از مقرراتي را ارائه ميدهد كه در تجارتها و مناطق مختلف بكار برده ميشود تعيين وظايف طرفين به دقت هميشه امكانپذير نيست. بنابراين تا حدودي لازم است به عرف بندر يا تجارت خاص يا روشهايي كه طرفين در معاملات قبلي خود بكار ميبردهاند استناد شود (ماده 9 كنوانسيون 1980 سازمان ملل متحد در مورد قراردادهاي بينالمللي فروش كالا). البته مطلوب اين است كه فروشنده و خريدار هنگام مذاكره در مورد قرارداد فروش از اينگونه عرفها بخوبي مطلع باشند و در صورت وجود ابهام يا گنجاندن شرايط مناسبي وضعيت قانوني خود را در قرارداد فروش مشخص كنند. چنين شرايط خاصي در قرارداد مقدم بر آنچه خواهد بود كه بعنوان قاعده تعبير در اينكوترمزهاي مختلف مطرح شده است يا اينكه آن قواعد را تغيير ميدهد.
13ـ اختيارات خريدار در مورد محل حمل
در مواردي ممكن است در زمان انعقاد قرارداد فروش تعيين دقيق نقطه يا حتي محلي كه فروشنده بايد كالا را براي حمل به مقصد نهايي تحويل دهد امكانپذير نباشد. مثلاً ممكن است در چنين مواقعي صرفاً به محدوده يا محل بزرگي از قبيل بندر اشاره شود و سپس تصريح شود كه وظيفه يا حق انتخاب محل دقيق در داخل آن محدوده يا محل با خريدار است. اگر تعيين نقطه دقيق با خريدار باشد و او در انتخاب محل قصور كند، مسئوليت هزينههاي اضافي يا خطرات ناشي از چنين قصوري به عهده او خواهد بود ب 5 و ب7 در تمام اصطلاحات). علاوه بر اين قصور، قصور خريدار در استفاده از حق خود براي تعيين نقطه موردنظر ممكن است به فروشنده حق دهد كه مناسبترين نقطه را براي منظور خود انتخاب كند (الف 4 FCA).
14ـ ترخيص كالا از گمرك
اصطلاح « ترخيص كالا از گمرك» موجب سوء تفاهم ميشود. بنابراين اگر به وظيفه فروشنده يا خريدار در مورد تقبل مسئوليتي مربوط به عبور كالا از گمرك كشور صادر كننده يا وارد كننده اشاره شود اكنون مشخص شده است كه اين وظيفه نه تنها شامل پرداخت عوارض و ساير مخارج ميشود بلكه شامل اقدام و پرداخت هزينههاي مربوط به امور اداري در مورد عبور كالا از گمرك و ارائه اطلاعات به مسئولين نيز ميشود.
بعلاوه اگر چه به غلط در پارهاي محافل استفاده از شرايط (اصطلاحاتي) كه مربوط ميشود به وظيفه ترخيص كالا از گمرك در مواردي مانند تجارت داخل اتحاديه اروپا و يا مناطق آزاد تجاري كه هيچگونه وظيفهاي در مورد پرداخت عوارض وجود ندارد و محدوديتي نيز براي واردات و صادرات اعمال نميشود، ناصحيح تشخيص داده شده است.
به منظور مشخص كردن اين وضعيت عبارت «در جايي كه كاربرد داشته باشد» به بندهاي الف 2 و ب2 و الف 6 و ب 6 اينكوترمز مربوط اضافه ميشود تا در جايي كه نيازي به تشريفات گمركي نيست بدون هر گونه ابهامي كابرد داشته باشد. بهتر است ترخيص كالا از گمرك توسط طرفي كه مقيم كشور محل ترخيص است يا حداقل توسط شخصي از طرف وي صورت گيرد. بدين ترتيب معمولاً بايد صادركننده كالا را براي صدور، و واردكننده كالا را براي ورود ترخيص كند.
در اينكوترمز 1990 اين موضوع مورد توجه نبود در اصطلاحات EXW و FAS اينكوترمز 1990 وظيفه ترخيص كالا براي صادرات بعهده خريدار و در DEQ همان سال وظيفه ترخيص كالا براي ورود بعهده فروشنده بود ولي در اينكوترمز 2000 براساس FAS و DEQ وظيفه ترخيص كالا براي صدور بعهده فروشنده و وظيفه ترخيص براي ورود بعهده خريدار است در صورتي كه در EXW نمايانگر حداقل وظيفه فروشنده است تغييري نيافته است (ترخيص براي صدور بعهده خريدار است). طبق اصطلاح DDP فروشنده بخصوص با پيروي از همان عبارت اصطلاح تحويل با پرداخت عوارض موافقت ميكند كه كالا را براي ورود ترخيص كند و عوارض مربوط را پرداخت نمايد.
15ـ بستهبندي
در اغلب موارد، طرفين از قبل ميدانند كه چه نوع بستهبندي موردنياز است تا كالا سالم به مقصد حمل شود با وجو اين از آ“جا كه وظيفه فروشنده براي بستهبندي كالا بسته به نوع و مدت حمل موردنظر تغيير ميكند لذا تصريح به اين كه فروشنده وظيفه دارد كالا را به نحوي كه براي حمل مناسب است بستهبندي كند به نظر ضروري آمده است اما فقط تا آن حد كه شرايط مربوط به حمل و نقل كالا قبل از انعقاد قرارداد فروش براي وي مشخص شده است (نقل از ماده 35-1 و 35 –2 ب كنوانسيون 1980 سازمان ملل متحد در مورد قراردادهاي بيع بينالمللي كالا… در آنجا كه ميگويد كالا از جمله بستهبندي بايد «براي هر گونه هدف خاصي از صراحتاً يا تلويحاً در زمان انعقاد قرارداد فروش براي فروشنده معلوم ميشود مناسب باشد مگر اين كه جميع شرايط حاكي از آن باشد كه خريدار اعتمادي به مهارت و قضاوت فروشنده ندارد يا چنين اعتمادي را عاقلانه نميداند»
16ـ بررسي كالا
در بسياري از موارد ممكن است به خريدار توصيه شود كه ترتيبي بدهد تا كالا قبل يا همزمان با تحويل فروشنده بازرسي شود (كه به «بازرسي قبل از حمل» يا PSI موسوم است). جز در مواردي كه در قرارداد به ترتيب ديگري تصريح شده باشد خريدار شخصاً بايد هزينه اين بازرسي را كه براي حفظ منافع خود ترتيب داده بپردازد البته در صورتي كه انجام بازرسي قبل از حمل جزو مقررات اجباري صدور كالا در كشور فروشنده باشد هزينه اين بازرسي به عهدهء فروشنده است مگر اينكه از اصطلاح EXW استفاده شود كه در اين صورت چنين هزينهاي بعهده خريدار است.
17ـ نوع حمل و اصطلاح مناسب اينكوترمز 2000
|
هر نوع حمل |
|
|
گروه EXW E تحويل در محل كار |
(نام محل تعيين شده) |
|
گروهFCA F تحويل به حمل كننده |
(نام محل تعيين شده) |
|
گروهCPT C كرايه حمل پرداخت شده تا |
(نام محل تعيين شده) |
|
CIP كرايه حمل و بيمه پرداخت شده تا |
(نام محل تعيين شده) |
|
گروهDAF D تحويل در مرز |
(نام محل تعيين شده) |
|
DDU تحويل عوارض پرداخت نشده |
(نام محل تعيين شده) |
|
DDP تحويل عوارض پرداخت شده |
(نام محل تعيين شده) |
|
حمل دريايي و آبراههاي داخلي |
|
|
گروه FAS F تحويل در كنار كشتي |
(نام بندر مبداء) |
|
FOB تحويل روي عرشه |
(نام بندر مبداء) |
|
گروه CFR C ارزش و كرايه حمل |
(نام بندر مقصد) |
|
CIF ارزش بيمه و كرايه حمل |
(نام بندر مقصد) |
|
گروه DES D تحويل از كشتي |
(نام بندر مقصد) |
|
DEQ تحويل در اسكله |
(نام بندر مقصد) |
18ـ توضيح در مورد استفاده از اصطلاحات
در بعضي موارد استفاده يا عدم استفاده از يك اصطلاح خاص در مقدمه آن توصيه شده است. اين موضوع بخصوص در مورد انتخاب بين FCA و FOB اهميت دارد. متأسفانه تجار هنوز از FOB استفاده ميكنند كه كاملاً نابجا ميباشد و موجب ميشود مسئوليتهايي بعد از تحويل كالا به حمل كننده منتخب خريدار، به فروشنده تحميل شود. كاربرد FOB صرفاً موقعي مناسب است كه قرار باشد كالا «پس از عبور از نرده كشتي» يا به هر صورت به كشتي تحويل شود نه اين كالا به حملكننده براي ورود به كشتي مثلاً بعد از پارچيني كالا در كانتينر يا بارگيري آن روي كاميون يا در واگن، در حمل و نقل رو-رو (roll on – roll off) تحويل گردد. بدين لحاظ در مقدمه FOB قوياً هشدار داده شده است كه اين اصطلاح موقعي كه طرفين قصد ندارند تحويل پس از عبور از نرده كشتي صورت گيرد نبايد مورد استفاده قرار گيرد.
اتفاق ميافتد كه طرفين به اشتباه از اصطلاحاتي استفاده كنند كه فقط مربوط به حمل دريايي است در حالي كه نوع ديگري از حمل مورد نظر ميباشد. اين موضوع ميتواند فروشنده را در موقيعت نامطلوبي قرار دهد به ترتيبي كه نتواند وظيفه خود را در ارائه سند مناسب (مثلاً بارنامه، راهنمامه دريايي يا معادل الكترونيكي آنها) به خريدار ايفا نمايد. جدول مندرج در پاراگراف 17 مشخص ميكند كدام اصطلاح تجاري در اينكوترمز 2000 مناسب كدام نوع وسيله حمل ميباشد. ضمناً در مقدمه هر اصطلاح نشان داده شده است كه آيا آن اصطلاح را ميتوان در مورد همه انواع حمل بكار برد يا فقط حمل دريايي.
19ـ بارنامه و تجارت الكترونيكي
بارنامه كالاي بارگيري شده روي عرشه بطور عرفي تنها سند قابل قبول براي ارائه توسط فروشنده طبق اصطلاحات CFR و CIF بوده است. بارنامه سه عملكرد مهم دارد يعني:
- اثبات تحويل كالا بر روي عرشه كشتي
- مدرك قرارداد حمل
- وسيله انتقال حقوق مربوط به كالاي در راه به شخص ديگر با انتقال اسناد به او.
ساير اسناد حمل به غير از بارنامه دو عملكرد اول را انجام ميدهند ولي تحويل كالا در مقصد را كنترل نميكند يا خريدار نميتواند كالاي در راه را با تسليم اسناد به خريدار جديد بفروشد. در عوض، ساير اسناد حمل طرفي را كه محق به دريافت كالا در مقصد است تعيين ميكند. اين واقعيت كه داشتن بارنامه براي دريافت كالا در مقصد ضروري است جايگزيني آن را بخصوص با روشهاي الكترونيكي مشكل ميسازد.
به علاوه رسم است كه بارنامهها در چندين نسخة اصل صادر شوند، اما بديهي است كه از نظر خريدار يا بانكي كه براساس دستورات خريدار وجه فروشنده را ميپردازد، اطمينان از اراية كليه نسخ اصل (موسوم به «نسخ كامل») از سوي فروشنده اهميت حياتي دارد. براساس مقررات اتاق بازرگاني بين المللي اين امر براي اعتبارات اسنادي (موسوم به مقررات متحدالشكل اعتبارات اسنادي “UCP” در زمان انتشار نسخه جاري ايكوترمز 2000 و نشريه شماره 500 اتاق بازرگاني بين المللي سند حمل و نقل نه تنها بايد متضمن تحويل كالا به حمل كننده باشد، بلكه همچنين، تا آن حد كه حملكننده ميتواند مشخص سازد، بايد حاكي از آن باشد كه كالا در شرايط خوب و مناسبي دريافت شده است. هرگونه يادداشتي در سند حمل كه نشان دهد كالا در چنين شرايطي نبوده، سند را «مشروط» ميسازد و طبق مقررات UCP غير قابل قبول ميگرداند.
عليرغم ماهيت حقوقي خاص بارنامه، به نظر ميآيد كه در آيندة نزديك جاي آن را روشهاي مبادلة دادههاي الكترونيكي (EDI) ميگيرد. نسخة 1990 اينكوترمز امكان اين تحويل را به خوبي در نظر گرفته است. طبق بندهاي الف 8 ميتوان پيامهاي الكترونيكي را جايگزين اسناد كاغذي نمود مشروط بر اينكه طرفين با مبادلات الكترونيكي توافق كرده باشند. چنين پيامهاي ميتواند مستقيماً به طرف مربوط يا از طريق شخص ثالث كه اين گونه خدمات اضافي را انجام ميدهند مخابره شود.
يك خدمت مفيدي كه توسط شخص ثالثي ميتواند ارائه شود ثبت نام دارندگان بارنامه ميباشد. سيستمهايي كه چنين خدماتي را انجام ميدهند مانند خدمات BOLERO ممكن است پشتيباني قانوني و اصولي ديگري را براساس مقررات بارنامههاي الكترونيكي CMI سال 1990 و مواد 17-16 مدل قانوني UNCITRAL در مورد تجارت الكترونيكي لازم داشته باشند.
20- اسناد حمل غير قابل انتقال به جاي بارنامهها
در سالهاي اخير سادهسازي قابل توجهي در روشهاي اسنادي مرسوم شده است. اسناد غير قابل انتقال همانند آنهايي كه در اشكال غير دريايي حمل و نقل به كار ميروند جاي بارنامهها را گرفتهاند. اين اسناد به «راهنامة دريايي»، «راه نامة خطوط كشتيراني»، « رسيد حمل و نقل» يا صورتهاي مختلف ديگري موسوم شده اند. اين اسناد غير قابل معامله، به غير از مواردي كه خريدار بخواهد كالاي در راه را با تسليم سندي به خريدار جديد بفروشد، كاربرد بسيار رضايت بخشي دارند، براي تحقق آن مورد استثنايي نيز بايد وظيفة فروشنده در مورد فراهم آوردن بارنامهاي تحت اصطلاح CFR و CIF حتماً به جاي خود باقي بماند. البته در مواقعي كه طرفين قرارداد ميدانند كه خريدار در نظر ندارد كالاي در راه را بفروشد، ميتوانند بطور مشخص توافق كنند كه فروشنده از تهية بارنامه معاف شود، يا ميتوانند به طور متناوب از اصطلاحات CPT و CIP استفاده كنند كه در آنها نياز به تهية بارنامه نيست.
21ـ حق دادن دستوران به حمل كننده
خريداري كه وجه كالا را تحت اصطلاح گروه “C” ميپردازد بايد اطمينان يابد كه فروشنده نميتواند پس از دريافت وجه كالا دستورات جديدي مبني بر عدم واگذاري به حملكننده صادر كند. در برخي از اسناد حمل كه در روشهاي حمل خاصي استفاده ميشوند (هوايي، زميني، يا راهآهن) يك نسخه از، راه نامه – اصل يا رونوشت – به خريدار ارايه ميشود و بدين ترتيب فروشنده از دادن دستورات جديد به حملكننده محروم ميشود. البته اسنادي كه در حمل دريايي به جاي بارنامه ها به كار ميروند معمولاً فاقد چنين ويژگي بازدارندهاي ميباشند.
كميتة بين المللي دريايي با ارائه مقررات متحدالشكل راه نامه دريايي 1990 اين كمبود را بر طرف كرده است و طرفين را قادر ميسازد كه شرط «سلب اختيار» را اضافه كنند كه بدين طريق فروشنده حق دسترسي به حمل كننده جهت تحويل كالا به شخص ديگري و يا در مكان ديگري غير از آنچه كه در راهنامه قيد شده است را از خود سلب مينمايد.
22- داوري اتاق بازرگاني بين المللي
اگر طرفين قرارداد قصد داشته باشند در صورت بروز اختلاف با طرف قراردادي خود به داوري اتاق بازرگاني بينالمللي رجوع كنند بايد بطور واضح و مشخص در قرادادشان، در مورد داوري اتاق بازرگاني بينالمللي توافق كنند. يا چنانچه قرارداد خارجي وجود نداشته باشد در مكاتباتي كه مبناي توافقات آنهاست به اين موضوع اشاره نمايد.
درج يك يا چند اصطلاح اينكوترمز در قرارداد يا مكاتبات مربوط به خودي خود حصول توافق را در مورد رجوع به داوري اتاق بازرگاني بينالمللي ايجاد نمينمايد. شرط استاندارد زير توسط اتاق بازرگاني بينالمللي توصيه ميشود:
«كليه اختلافات ناشي از يا مربوط به قرارداد حاضر در نهايت مطابق مقررات سازش و داوري اتاق بازرگاني بينالمللي به وسيلهء يك يا چند نفر داور كه طبق مقررات مذكور انتخاب ميشوند حل و فصل خواهند شد.»
EXW (EX works)
تحويل در محل كار (محل تعيين شده)
EXW به معناي آن است كه فروشنده هنگامي كه كالا را در محل كار فروشنده يا محل ديگري كه معين شده است (يعني كارگاه، كارخانه، انبار، غيره) بدون اينكه كالا را براي صادرات ترخيص و بدون اينكه روي وسيله نقليه بارگيري كند، در اختيار خريدار قرار دهد، تحويل را انجام داده است.
اين اصطلاح نمايانگر حداقل وظيفه فروشنده است و خريدار بايد تمام هزينهها و مسئوليتها و ريسك مربوط به دريافت كالا از محل كار فروشنده را بعهده بگيرد. البته اگر طرفين قصد داشته باشند كه فروشنده مسئول بارگيري كالا جهت ارسال باشد و مسئوليتها و كليه هزينههاي ناشي از بارگيري را بعهده بگيرد بايد اين موضوع را صراحتاً در قرارداد فروش بگنجانند. اگر خريدار نميتواند تشريفات صادرات را بطور مستقيم يا غيرمستقيم انجام دهد از اين اصطلاح نبايد استفاده كند و بايد بجاي آن از اصطلاح FCA استفاده كند مشروط براينكه فروشنده موافقت نمايد به هزينه و مسئوليت خود بارگيري را انجام دهد.
الف) - وظايف فروشنده
فروشنده بايد كالا و سياهه بازرگاني يا پيام الكترونيكي معادل آن را طبق قرارداد فروش همراه با هر سند مطابقت ديگري كه در قرارداد الزامي است تهيه نمايد.
الف2) – پروانهها، مجوزها و تشريفات
فروشنده بايد بنا به درخواست خريدار و مسئوليت و هزينه وي حسب مورد در تحصيل هرگونه پروانه صدور يا مجوزهاي رسمي لازم براي صدور كالا به خريدار كمك نمايد.
الف3)- قراردادهاي حمل و بيمه
(1)قرارداد حمل
وظيفهاي ندارد.
(2)- قرارداد بيمه
وظيفهاي ندارد.
الف4)- تحويل
فروشنده بايد در محل تحويل تعيين شده بدون بارگيري روي وسيله نقليه در تاريخ يا ظرف مدت توافق يا اگر چنين زماني توافق نشده باشد در زمان معمول براي تحويل چنين كالايي، كالا را در اختيار خريدار قرار دهد. اگر در مورد نقطه خاصي در محل نام برده شده توافق نشده باشد و اگر چندين نقطه وجود داشته باشد فروشنده ميتواند نقطهاي را در محل تحويل انتخاب كند كه براي منظور او مناسب باشد.
ب) وظايف خريدار
ب1)- پرداخت قيمت
خريدار بايد قيمت كالا را طبق قرارداد فروش بپردازد.
ب2)- پروانه، مجوزها و تشريفات
خريدار بايد به مسئوليت و هزينه خود هر گونه پروانه صدور يا ورود يا مجوزهاي لازم ديگر را تهيه كند و حسب مورد تمام تشريفات گمركي را براي صدور كالا انجام دهد.
ب3)- قرادادهاي حمل و بيمه
(1)- قراداد حمل (در قبال فروشنده)
وظيفهاي ندارد.
(2)- قرارداد بيمه (در قبال فروشنده)
وظيفهاي ندارد.
ب4) - تحويل گرفتن
خريدار بايد كالا را هنگامي كه مطابق الف 4 و الف 7 و الف 8 تحويل شده است تحويل بگيرد.
الف 5)- انتقال مسئوليت (ريسك)
فروشنده بايد طبق بند ب5 تمام خطرات (مسئوليتهاي) فقدان و خسارت كالا را تا زمان تحقيق تحويل بند الف 4 به عهده بگيرد.
تحويل گرفتن كه به دليل عدم اطلاع به فروشنده مطابق ب 7 قصور ورزيده است البته مشروط بر اينكه كالا بطور مقتضي به قرارداد اختصاص داده شده باشد يعني مشخصاً كنار گذاشته شده يا به طريق ديگري به عنوان كالاي موضوع قرارداد مشخص شده باشد.
الف6)- تقسيم هزينهها
فروشنده بايد ضمن رعايت شرايط بند ب 6 كليه هزينههاي مربوط به كالا را تا زماني كه كالا مطابق بند الف 4 به خريدار تحويل گردد بپردازد.
الف 7)- اطلاع به خريدار
فروشنده بايد به موقع به خريدار اطلاع دهد كه كالا در چه موقع و چه محلي در اختيار وي قرار خواهد گرفت.
الف 8)- مدرك تحويل، سندهاي حمل، يا پيام الكترونيكي معادل آن
وظيفهاي ندارد.
ب 5)- انتقال مسئوليت (ريسك)
خريدار بايد كليه مسئوليتهاي ناشي از فقدان يا خسارت وارد به كالا را پس از تحقق موارد زير بپذيرد:
از زماني كه كالا طبق بند الف 4 تحويل ميشود.
ب6)- تقسيم هزينهها
خريدار بايد:
كليه هزينه هاي مربوط به كالا از زماني كه كالا طبق بند الف 4 در اختيار وي قرار داده شده بپردازد.
هرگونه مخارج اضافي ناشي از قصور در تحويل گرفتن كالا در زماني كه در اختيار وي قرار داده ميشود يا ناشي از عدم اطلاع مقتضي طبق بند ب 7 را بپردازد البته مشروط بر اينكه كالا به طور مقتضي به قرارداد اختصاص يافته باشد يعني مشخصاً كنار گذاشته شده يا به طريق ديگري به عنوان كالاي موضوع قرارداد مشخص شده باشد.
حسب مورد كليه عوارض، مالياتها و ساير مخارج رسمي همين طور هزينه انجام تشريفات گمركي صدور و ورود كالا را بپردازد.
|
صفحه اول | اخبار | اهداف ما | بهره وري | افغانستان | نرخها | اعضاي سايت | خدمات | سايتهاي مورد نياز |
|
كليه حقوق اين سايت براي aryanapars.com محفوظ ميباشد |